سيد جعفر سجادى

1693

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

170 و موافقات ج 1 ص 36 ) . مثال فارسى از نظم : باد سوى چمن آورد گل و سنبل و بيد * در دكان بچه رونق بگشايد عطار زلف دلدار چو زنار همىفرمايد * برو اى شيخ كه شد بر تن ما خرقه حرام هان اى دل عبرت بين از ديده نظر كن هان مَجازُ الشِّمال - ( اصطلاح نجومى ) رجوع برأس و جوزهر شود . مجاسده - ( اصطلاح نجومى ) مقارنه يكى از كواكب سيارات را با يكى از عقدتين مجاسدهء آن كوكب گويند يعنى ملاصقه و خسوف و كسوف درين دو عقده انجام شود . ( از بيست باب ملا مظفر ) مَجالىِ الكُلِّيَّه - ( اصطلاح عرفانى ) مجالى كليه و مطالع مظاهر ، مفاتيح غيوبند كه ابواب مسدوده ميان ظاهر و وجود باطن به اين مفاتيح گشوده مىشود و آن مفاتيح پنج است اول مجلى ذات احديت و عين جمع و مقام أو أدنى و طامة الكبرى و مجلى حقيقة الحقائق و آن غاية الغايات و نهاية النهايات است . بغايتى برسيدم كه غايت آنجا نيست * نهايتى است كه نام نهايت آنجا نيست دوم مجلى برزخيهء اولى و مجمع - البحرين و مقام قاب قوسين و حضرت جمعيهء اسماء الهيه : در اين برزخ اگر تو بار يا بى * پياپى صد هزاران يار يا بى سيم انكشاف ارواح قدسيه كه مجلى عالم جبروت است . چهارم مجلى عالم ملكوت است و مدبرات سماويه كه تدبير ميكنند بامر الهى در عالم ربوبيت . پنجم عالم ملك است . بكشف صورى و عجايب عالم مثال و كشف مدبرات كونيه . ( از رسائل ج 3 ص 45 ) مُجاهَدَت - ( اصطلاح عرفانى ) مجاهدت عبارت از وادار كردن نفس است به مشقات بدنى و مخالفت با هوى و هوس كه بدان وسيله . بمقامات معنوى نائل شود و راه حق را بيابد الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا . ( از تاريخ تصوف دكتر غنى ص 654 ) سنائى گويد : چون تو از بود خويش گشتى نيست * كمر جهد بند و در ره ايست چون كمر بسته ايستادى تو * تاج بر فرق دل نهادى تو و فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً اصل مجاهدت انفصال و محروم كردن نفس است از مألوفات و مجاهدات با خواهشهاى شهوانى و آنچه انسان را از خداى متعال دور و بحفوظ نفسانى نزديك گرداند . ( از شفاء السائل ص 113 رساله قشيريه ص 49 ) سنائى گويد :